سلام . در این نوشتار به بحث فرهنگ می پردازیم:

تعاریف فرهنگ ظاهرا" به دویست،سیصد و حتی بیشتر نیز میرسد و در اینجا تنها نمونه هایی برای روشن تر شدن وسعت قلمرو فرهنگ ارائه می گردد.

تعریف وتبیین فرهنگ:

تعریف از دیدگاه تایلر در سال 1871 در کتاب فرهنگ ابتدایی تعریف جامع و معروف آورده است: فرهنگ مجموعه پیچیده ای است که شامل معارف، معتقدات،هنرها،اخلاق، قوانین، سنن و بالاخره تمام عادات و رفتار و ضوابطی است که فرد به عنوان عضوی ازجامعه خود فرا می گیرد و در برابر آن جامعه تعهداتی را برعهده می گیرد.

تعریف فرهنگ از دیدگاه گی روشه: مجموعه به هم پیوسته ای از اندیشه ها و احساسات و اعمال کم وبیش صریح که به وسیله اکثریت افراد یک گروه پذیرفته شده است وبرای اینکه این افراد گروهی معین ومشخص را تشکیل دهند لازم است که آن مجموعه بهم پیوسته به نحوی در عین حال عینی وسمبلیک مراعات گردد.

تعریف فرهنگ از نظر مارگارت مید: فرهنگ پذیرشی از مجموع رفتارها و اعمال موجود در یک جامعه است که اعضا و افراد آن با ضوابطی مشترک تمامی آن را به کودکان خود و قسمتی از آن را به مهاجرینی که به عضویت جامعه در می آیند، منتقل می سازند.

وبالاخره اتو کلاین برگ در تعریف وتبیین فرهنگ معتقد است که : فرهنگ از نظر عامه مردم به معنی موفقیت هنری و فکری متعالی است وتوسعه علم وهنر وادبیات و فلسفه بیانگر نبوغ یک ملت است.

ولی از نظر جامعه شناسان و مردم شناسان فرهنگ علاوه بر همه اینها شامل تمامی چیزهایی است که که فرد بعنوان عضو از جامعه  کسب می کند. یعنی همه عادات و اعمالی که فرد از راه تجربه و سنت آموخته است به انضمام تمام اشیاء مادی که توسط گروه تولید می شود و آنچه را که می توان در آثار هنری یا مطالعات علمی و متجلی دید. به علاوه در آنچه می خوریم  و می آشامیم و می پوشیم،در انواع خانه هایی که بنا می کنیم، در روابطمان با اعضاء خانواده خود و با سایر افراد جامعه در نظام ارزشی جامعه، در آنچه می آموزیم، در تصورمان از خوب و بد، در آرزوهایمان، در نظرمان نسبت به سایر جوامع و در بسیاری چیزهای دیگر تجلیات فرهنگ مشهود است.